مسئولین دستگاه های اجرایی یا فاسدند یا بی کفایت

 

علیرضا صراف: مولف، مشاور و مدرس بین المللی حوزه بودجه ریزی عملیاتی و حسابداری مدیریت

📆 ۹ شهریور ۱۳۹۷

متاسفانه پیش فرض نظام بودجه ریزی در کشور ما این است که مسئولین دستگاه های اجرایی یا فاسدند یا بی کفایت.

هدف نظام بودجه ریزی سنتی که کماکان در کشور ما متداول است، کنترل فصول هفتگانه هزینه، سقف اعتبارات هر فصل، جلوگیری از جابجایی اعتبارات بین فصول، کنترل مجوزهای استخدامی، کنترل خرید دارایی های سرمایه ای، ... و در یک کلام "کنترل ورودی" هاست که کماکان در قوانین بودجه سنواتی و موافقتنامه های بودجه قابل مشاهده است.

اما هدف از نظام بودجه ریزی عملیاتی (مبتنی بر عملکرد) که حتی ظاهر آن هم در کشور ما رعایت نمی شود، کنترل کمیت، کیفیت و قیمت تمام شده خروجی های (کالا و خدمات) دستگاه های اجرایی و در عوض رهاسازی کنترل ورودی های فوق است.

در قانون بودجه 97، پیوست 4 به دو بخش اول و دوم تقسیم شد. پیوست 1-4 مربوط به دستگاه هایی است که قرار بود اصول تدوین بودجه عملیاتی را مطابق دستورالعمل بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد (تعیین برنامه ها و فعالیت ها، سنجه های عملکرد، اهداف کمی سنجه ها و قیمت تمام شده واحد) به درستی رعایت کنند.

بخش عمده ای از این پیوست را دانشگاه ها تشکیل می دهند. در همه جای دنیا بخش آموزش عمومی، بخش آموزش عالی و بخش درمان به دلیل وجود خدمات و محصولات مشخص و قابل سنجش، ساده ترین بخش ها در شناسایی خروجی ها، تعیین سنجه های عملکرد، تعیین اهداف کمی و محاسبه قیمت تمام شده واحد می باشند.

بدیهی است خروجی اصلی یک دانشگاه "دانشجوی فارغ التحصیل" است. از اصول اولیه هزینه یابی این است که برای محاسبه قیمت تمام شده دانشجو لازم است کلیه هزینه ها از جمله هزینه تامین خوابگاه دانشجویان، هزینه غذای دانشجویان، هزینه خرید اشتراک پایگاه های اطلاعاتی، هزینه خرید اشتراک اینترنت، هزینه خرید کتاب و نشریات علمی، هزینه رفت و آمد دانشجویان، هزینه های فرهنگی دینی دانشجویان، هزینه های ورزشی دانشجویان، هزینه های بهداشتی و درمانی دانشجویان، هزینه برگزاری مراسم ها و اردوها و غیره در نهایت به دانشجویان سرشکن شود تا بالاخره مشخص گردد قیمت تمام شده هر دانشجو در هر دانشگاه دولتی چقدر است.

کافیست سری به هر یک از دانشگاه های پیوست 1-4 بزنید تا ببینید کلیه اقلام هزینه فوق الذکر به جای سرشکن شدن به دانشجو، در قالب برنامه ها و فعالیت های جدا آمده اند.

اما چرا پس از 15 سال از الزام قانونی نسبت به استقرار نظام بودجه ریزی عملیاتی در کشور شاهد این حقیقت تلخ هستیم که این نظام حتی در مرحله تدوین ( نه تخصیص که بسی دشوارتر است)، آن هم در ساده ترین بخش های دولت مانند دانشگاه ها که دارای خدمات مشخص و قابل سنجش است نیز به درستی اجرا نمی شود.

اولین علت اینست که شفاف نشود قیمت تمام شده هر دانشجو در هر گروه و رشته در هر دانشگاه دولتی چقدر است تا قابلیت مقایسه با دانشگاه های دیگر مانند دانشگاه آزاد بوجود نیاید و ناکارآمدی ها و حیف و میل منابع در دانشگاه های دولتی برملا نگردد. (اگر هزینه های وزارت علوم نیز به دانشگاه ها سرشکن شود، تازه اصل فاجعه قابل مشاهده خواهد بود که این کار اصلا در دستور کار قرار ندارد. )

دومین علت و شاید مهمترین علت، جمله ای است که بسیاری از مدیران سازمان برنامه و بودجه در پاسخ به سوال فوق می دهند: " اگر اقلام هزینه دستگاه را کماکان کنترل نکنیم، بودجه را حیف یا میل میکنند". یعنی اگر هزینه غذای دانشجو، هزینه خوابگاه دانشجو، هزینه اشتراک اینترنت، هزینه خرید کتاب و نشریات و ... را در دانشگاه ها کنترل نکنیم، مسئولین دانشگاه ها ممکن است بودجه این موارد را به جای اینکه خرج دانشجو کنند، خرج .... کنند.

در واقع پیش فرض نظام بودجه ریزی کشور ما (بر خلاف اصول حاکم بر بودجه ریزی عملیاتی در دنیا ) این است که:

مسئولین دستگاه های اجرایی یا فاسدند یا بی کفایت

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.